
( 21 ) ==== xa0 در فراز تکوینی سخت ناباورانه جهان را سراپا در آینه ای تماشاگر شدم که xa0کوبش میخی بر نگاه را در منxa0 گریز ناپذیر جلوه میداد. xa0 بدون درنگ واژگانی چون زلال و صافی به نگهبانی ذهن گماشته شدند تا دیگر واژگان را از اندیشه ورود برحذر دارند. xa0 درود بر مسافر بی خستگی –xa0 باد – که ابتدا xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 در آینه به سکوت نشست سپس xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 راهش را ناپیموده بازگشت xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 مبادا در همایشی بی نقاب xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0xa0 پلکی را به تکا...
ادامه مطلب